خرید بک لینک

─┅═༅༅═┅─ آفتابِ نیمه ی تیر از نگاهت آفتاب نیمه ی تیر آفرید پلک صدها پنجره با نور چشمانت کشید برق چشمانت چراغِ کهکشانی بی‌غروب ماه در زیباییِ آن پشت ابری ناپدید ابروانت طاق محراب دعای عاشقم زیر محرابی چنین بی دست و پا باید دوید گونه هایت چون انارِ فصل پاییزی به شرم با عبور بوسه حتی می شود سرخ و سفید خنده ات موسیقی آرامش نبض دلم بین افسوسِ تمام عمر چون نور امید از جنون گیسوانت کاش میشد خط نوشت آبشارِ شب که می چرخد مثال رقص بید آنچه از آیینه

برچسب: نویسنده: بردیا مرادیان تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 12:05

─┅═༅༅═┅─ فصلِ رهایی گمان نبر که زمستان، قرارِ آخرِ باغ است به دست بادِ بهاری دوباره جام ایاغ است شب و سکوت و تحمل، وَ باز صبر و تَسامُح نگاه منتظرم در پیِ همای و چراغ است! هزار حسرت و محنت میان سینه تکیده چه نحس و شوم هوایی!، پر از صدای کلاغ است گمان نبر که زمستان، قرارِ آخرِ باغ است به زَمهریر تألُم، بهار مرهمِ داغ است اگر چه برف نشسته به روی شانه ی هر گل نویدِ فصل رهایی، علاجِ دردِ فراق است! #ترانه_تقوی (پرنده شرقی)

برچسب: نویسنده: بردیا مرادیان تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 12:05

─┅═༅༅═┅─ شبیه جمعه شبیه پیچک خشکیده ی غمگینِ دیوارم به آجر آجرِ تکرارِ یادِ تو وفادارم چه بی اندازه بی تابم، چه مشتاقانه می خواهم، تو را که بی تو بودن را، نمی فهمد دل زارم! شبیه جمعه‌ای ابری، که خورشیدش نمی‌خندد پرم از بغضِ دلتنگی، نمی ریزم! نمی بارم! تمام شهر می دانند این دیوانگی ها را همه بعد از تو فهمیدند، از احوال و رخسارم! ولی بی معرفت حتی نپرسیدی که بعد از این، چگونه بی حضورت از خیالت دست بردارم ؟! #ترانه_تقوی (پرنده شرقی)

برچسب: نویسنده: بردیا مرادیان تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 12:05

─┅═༅༅═┅─ خزانِ کوچیدن برای داشتن عشق، خواستن کم بود دلِ تو غرقِ تماشا، دلِ من آدم بود گناهِ رفتن باران به گردن ابر است تمامِ سهمِ زمین، انتظارِ نم‌نم بود شبیه موج به ساحل زدم هزاران بار و شستم از تن باور هر آنچه درهم بود دل تو سنگ و دل من بلور آینه بود شکستمان که از آغاز هم مسلّم بود خزان باور من بود و وقت کوچیدن پرنده ای که به پرواز خود مصمّم بود #ترانه_تقوی (پرنده شرقی)

برچسب: نویسنده: بردیا مرادیان تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 12:05

صفحه بندی